شب بود و ابر تیره و هنگامه باد ناگاه برگ زرد ماه از شاخه افتاد! من ماندم و تاریکی و امواج اوهام در جنگل یاد! آسیمه سر، در بیشهزاران میدویدم. فریادها بر میکشیدم. درد عجیبی چنگزن در تار و پودم. من، ماه خود را، گم کرده بودم! از پیش من صفهای انبوه درختان میگذشتند ...- « بی ماه من، اینها چه زشتند! ...» - آیا شما آن ماه زیبا را ندیدید؟ - آیا شما، او را نچیدید؟... ناگاه دیدم فوج اشباح دست کسی را میکشند از دور، با زور پیش من آوردند و گفتند: اهریمن است این! خودکامه باد! دیوانه مستی که نفرینها بر او باد! ماه شما را این سنگدل از شاخه چیدهست! او را همه شب تا سحر در بر کشیدهست! آنگاه تا اعماق جنگل پر کشیدهست. من دستهایم را به سوی آن سیهچنگال بردم شاید گلویش را فشردم! چیزی دگر یادم نمیآید ازین بیش از خشم، یا افسوس، کمکم رفتم از خویش! دربیشهزار یادها، تنهای تنها افتاده بودم، باد در دست! در آسمان صبحدم، ماه، میرفت سرمست! فریدون مشیری طبیعت پر از نفسهای آدمیاست، لحظه لحظه های زندگی را سپری می کنیم تا به خوشبختی برسیم ، غافل از اینکه خوشبختی در همان لحظاتی بود که سپری شد با سلام به همه دوستان خوب و عزیزم آغاز سال ٢٠١٢ میلادی رو به همه شما عزیزان تبریک میگویم و امیدوارم سال جدید میلادی، سالی سرشار از سلامتی، شادی و موفقیت و سال تحقق همه آرزوهای زیبایتان باشد. هر کسی برای خود ارزشها و باورهایی دارد که برایش محترم، ارزشمند و مهم هستند. این باورهای هر شخص است که شخصیت او را شکل میدهد. باورها، مالک و فرمانده وجود ما و ایجاد کننده رفتارهای ما هستند. آنها نادیدنی و لمس نشدنیاند و بیشتر به صورت ناخودآگاه عمل میکنند. در بسیاری از موارد، باورها با حقایق، مشابه و یکسان تلقی و تصور میشوند درحالی که حقایق، پدیدههایی هستند که اتفاق افتادهاند اما باورها، انواعی از تعمیمها در باره مسائلی است که اتفاق خواهند افتاد. درحقیقت، باورها اصولی هدایت کننده هستند. همه ما دارای باورهای مشترکی درباره جهان مادی هستیم که براساس حقایق عینی شکل گرفتهاند. برای نمونه، آتش میسوزاند و همه ما مشمول قوه جاذبه هستیم، بنابراین هرگز در صدد آن بر نمیآییم که برای امتحان مجدد، سیمهای برق پر ولتاژ را به دست بگیریم و یا در لبه پرتگاههای بلند حرکت کنیم. ولی با وجود این، باورهای زیادی درباره خودمان و انسانهای دیگر داریم که به اندازه خاصیت سوزندگی آتش و قدرت جاذبه، برایمان قطعیت دارند. این باورها، نیرو و عامل محرک رفتارهای ما هستند هرچند که تعدادی از آنها درست و برخی از آنها نادرستاند. باور داشتن اصولی در زندگی، خیلی مهمتر و بهتر از این است که انسان باوری نداشته باشد. برای نمونه، زمانی که گروهی در برابر پدیده شگفتانگیزی قرار میگیرند، کسانی که به هر حال، علتی را برای آن مطرح میکنند، آرامش و آسایش بیشتری به دست میآورند تا کسانی که جواب و مفهومی برای آن نمییابند. ایمان پیدا کردن، باعث میشود جهان و هستی برای فرد، با معنیتر شود. در این شرایط، او بهتر میتواند مسائل را برای خود تفسیر و توجیه کند. عقاید درست و صحیح، حمایت کننده بوده و زمینه ساز خلاقیت و پیشرفت به حساب میآیند. عقاید باعث میشوند ما بهتر خودمان را در شرایط کنونی، حفظ کنیم و با گامهای مطمئن تری، به سمت آینده قدم برداریم. دانشمندان برای بررسی تعیین میزان قدرت باورها بر كیفیت زندگی انسانها آزمایشی را در "هاروارد یونیورسیتی" انجام دادند: یك شهرك را به دور از هیاهو برابر با امکانات ٤٠ سال پیش ساختند. ٨٠ پیرمرد و ٨٠ پیرزن را انتخاب كردند. ترتیی دادند تا غذاهای ٤٠ سال پیش در این شهرك پخت شود. خط روی شیشههای مغازهها، فرم مبلمان، آهنگها، فیلمهای قدیمی، اخباری كه از رادیو و تلویزیون پخش میشد را مطابق با ٤٠ سال قبل تدارک دیدتد. بعد این ١٦٠ نفر را از هر نظر آزمایش كردند: تعداد موی سر، رنگ موی سر، نوع استخوان، خمیدگی بدن، لرزش دستها، لرزش صدا، میزان فشار خون و ..... بعد این ١٦٠ نفر را به داخل این شهرك بردند. بعد از گذشت ٥ الی ٦ ماه كم كم پشتشان صاف شد، راست میایستادند، لرزش دستها بطور ناخودآگاه از بین رفت، لرزش صدا خوب شد، ضربان قلب مثل افراد جوان، رنگ موهای سر شروع به مشكی شدن كرد، چین و چروكهای دست و صورت از بین رفت! علت چه بود؟ خیلی ساده است. آنها چون مطابق با ٤٠ سال پیش زندگی كردند، باور كرده بودند ٤٠ سال جوانتر شدهاند. انسانها همانگونه كه باور داشته باشند میتوانند بیندیشند و میتوان گفت که این باورهای آدمی است كه در هر لحظه به او القا میكند كه چگونه بیندیشد. اصولا فرق بین انسانها، فرق میان باورهای آنان است. انسانهای موفق با باورهای عالی، موفقیت را برای خود خلق میكنند. انسانهای ثروتمند، باورهای عالی و ثروت آفرین دارند كه با اعتماد به نفس عالی خود و بدون توجه به تمام مسائل به دنبال كسب ثروت میروند و به لحاظ باورهای مثبتشان به ثروت مطلوب خود میرسند. قانون زندگی قانون باورهاست. باورهای عالی سرچشمه همه موفقیتهای بزرگ است چرا که توانمندی یك انسان را باورهای او تعیین میكند. انسانها هر آنچه را كه باور دارند خلق میكنند. باورهای شما دستاوردهای شما را در زندگی میسازند. زیرا باورها تعیین كننده كیفیت اندیشهها، اندیشهها عامل اولیه اقدامها و اقدامها عامل اصلی دستاوردها هستند. اگر انسانها بتوانند با اشتیاق فراوان به علم، ثروت، سلامت، آرامش و معنویت فکر کنند قطعا عالم، ثروتمند، سلامت، آرام و با دنیایی از معنویت زندگی خواهند کرد و در دنیا و آخرت سعادتمند خواهند شد. این موفقیت نصیب کسانی خواهد شد که این گونه بیندیشند. امیدوارم شما اینگونه بیاندیشید. به امید روزی که باورهایمان را به سوی تعالی بارور کنیم. فاجعه ای که قربانی خاموش و بی دفاعش علی است و فاطمه و بعدها دیدیم که فرزندانشان یکایک و اخلافشان همه ! شریعتی عزیز صبح صادق ندمد، تا شب يلدا نرود "سعدی " سخنان دکتر علی شریعتی در مورد تاریخ و تمدن : …ریشه اصلی کار من تمدن است و همواره تمدن ها و آثار بزرگ بشری را بزرگترین افتخار بشر می دانستم و به هر کشوری که می رفتم بلافاصله به سراغ یکی از آثار و شاهکارهای عظیم تمدن گذشته اش می رفتم ؛تا بدانم و ببینم و بشناسم که این قوم چه اثری را خلق کرده است چه شاهکار هایی را آفریده است در این میان وقتی به معبد دلفی رفتم سرشاز ازهیجان شدم از این زیبایی و عظمت و شگفتی کار . در اروپا موزه هنر و معماری جهان و معبدهای بزرگ و پر شکوه و قصرهای عظیم . کاش میدیدمش.کاش… خدایا! اندیشه و احساس مرا در سطحی پایین میاور که زرنگی های حقیر و پستی های نکبت بار و پلید شبه آدم های اندک را متوجه شوم ____ دکتر شریعتی نیایش محمد مصدق نخست وزیر ملی ایران که طی دوره کوتاه و طوفانی زمامداری اش ، در عمل؛ اندیشه ای جدید را به ایرانیان آموخت که هنوز هم در جستجوی آن هستیم : دموکراسی پایداری مصدق برسر آرمان ملی شدن نفت نهایتا منجر به کودتای نظامی علیه او شد و گرچه از سریر قدرت به زیر آمد لیکن به عنوان مرد سیاسی فساد ناپذیر ایران لقب گرفت. اسطوره مصدق حتی در زمان حیاتش نیز گروه کثیری از فعالان سیاسی- خصوصا دانشجویان- را تحت تاثیر خود قرار می داد و علی شریعتی نیز یکی از آنان بود. آنجا که می گوید : "من پرورده آزادی ام، استادم علی است ، مرد بی بیم و بی ضعف و پرصبر و پیشوایم مصدق؛ مرد آزاد مرد، که هفتاد سال برای آزادی نالید" و یا آنجا که در تنهایی اش می سراید: "اگر این پیر وطن پرست ،28 مرداد را از پیش می دید و خاموشی می گزید و لب بسته به گوشه احمد آبادش می رفت و می نشست و تنها می زیست و می مرد و این نسل او را نمی شناخت و به سخنانش و به غمهایش و اندیشه ها و عاطفه هایش دل نمی بست خدمتی بهتر نکرده بود؟!... و ایران به چه کارش می آید اشکهای مصدق و دفترهای من؟" کاملا میزان تاثیر مصدق بر او را نمایان می کند. در میان اسناد بجا مانده از دوران دانشجویی شریعتی در فرانسه نامه ای است که او از زبان کنفدراسیون محصلین و دانشجویان ایرانی در اروپا - به تاریخ 5 ژانویه 1962 - خطاب به مصدق نوشته و آورده است: "ای سردار پیر ما ، سر از زانوی اندیشه ات بردار و خروش فرزندانت را بشنو که با سینه هایی مالامال از امید به فردای پیروزی، نام تو را می برند. ای دهقان سالخورده تاریخ ما....کاش میتوانستی دیوارهای قلعه ای را که در آن به زنجیرت کشیده اند، بشکافی و بیرون آیی تا بچشم خویش ببینی از بذری که در مزرعه اندیشه ها افشانده ای، نسلی روئیده است که جز به جهاد نمی اندیشد و جز به راه تو گام نمی گذارد ... ما به تو اعلام می کنیم بنایی را که پی ریختی می سازیم،جهادی را که آغاز کردی به پایان می بریم و دیواره های استبدادی را که شکافتی فرو میریزیم." شیفتگی شریعتی به مصدق نه در اسطوره سازی، بلکه در الگوبرداری از راه مصدق تجلی یافت و او برخلاف بسیاری از دوستان همرزمش، باپایان یافتن تحصیل در اروپا به ایران بازگشت تا آنچنان که خطاب به مصدق نوشته بود ، کار نیمه تمام او را پایان دهد. شریعتی در جایی به نقل از افلاطون انسان را حیوان سیاسی نام می نهد و البته سیاست را توجه به وضعیت "ما" و مهمترین شاخصه روشنفکر می نامد. شخصیت سیاسی شریعتی از آنجهت که هیچگاه به پیگیری شیوه های خشونت آمیز گرایش نیافت و در اوج جنبش چریکی و با وجود زمینه های فراوان، به آنها نپیوست و حتی متهم به سازشکاری شد، امروز جذابتر شده است. او با اینکه اندیشه ای رادیکال داشت در روش به رفورمیسم مصدق پایبند ماند و به پروژه آگاهی بخشی روی آورد. به درخواست دوست خوبم وبhttp://shomareshemakoos.blogfa.com/ شمارش معکوس ای جوان تو میدانی و همه میدانند که زندگی از تحمیل لبخندی بر لبان من، تو میدانی و همه میدانند که از شادی توست که من در دل میخندم ، نمیتوانم خوب حرف بزنم، دریاب! دریاب! من تو را دوست دارم. آزادی تو مذهب من است، خوشبختی تو عشق من است، و آینده تو تنها آرزوی من ... حسین (ع) یک درس بزرگتر ازشهادتش به ما داده است و آن نیمهتمام گذاشتن حج
و به سوی شهادت رفتن است. مراسم حج را به پایان نمیبرد تا به همه حجگزاران تاریخ، نمازگزاران تاریخ، مؤمنان به سنت ابراهیم، بیاموزد که اگر هدف نباشد، اگر حسین (ع) نباشد و اگر یزید باشد، چرخیدن بر گرد خانه خدا، با خانه بت، مساوی است.
حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود.افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشانمان دادند و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند. دکتر علی شریعتی @@@ خانه دکتر علی شریعتی در تهران، خانه ساکت مردی با فریادهای بلند @@@ عکاسی از خانه دکتر شریعتی ممنوع است!- عکاسی از خانه دکتر شریعتی ممنوع است. اما امکان عکاسی از وسائل خصوصی دکتر و دستور باز شدن در اتاق شخصی اش توسط دکتر احسان شریعتی برای ما فراهم شد. گاهی دلم دو کلمه حرف مهربانانه می خواهد...! نه به شکل دوستت دارم و یا نه به شکل بی تو می میرم...! ساده شاید ، مثل دلتنگ نباش... فردا روز دیگریست دل من....... دل من چه خرد سال است ساده مینگرد ساده میخندد ساده میپوشد دل من از تبار دیوار های کاه گلیست ساده می افتد ساده میشکند ساده میمیرد دل من تنها سخت میگرید سلام به همه بعد یه مدت وبلاگم رو به روز کردم مرسی از همتون که تنهام نذاشتین
به شما جسمی داده میشود. چه جسمتان را دوست داشته یا از آن متنفر باشید، باید بدانید كه در طول زندگی در دنیای خاكی با شماست. قانون دوم: در
مدرسهای غیر رسمی و تمام وقت نامنویسی كردهاید كه "زندگی" نام دارد. در
این مدرسه هر روز فرصت یادگیری دروس را دارید. چه این درسها را دوست
داشته باشید چه از آن بدتان بیاید، پس بهتر است به عنوان بخشی از برنامه
آموزشی برایشان قانون سوم: اشتباه
وجود ندارد، تنها درس است. رشد فرآیند آزمایش است، یك سلسله دادرسی، خطا و
پیروزیهای گهگاهی، آزمایشهای ناكام نیز به همان اندازه آزمایشهای موفق
بخشی از فرآیند رشد قانون چهارم: درس
آن قدر تكرار میشود تا آموخته شود. درسها در اشكال مختلف آن قدر تكرار
میشوند، تا آنها را بیاموزید. وقتی آموختید میتوانید درس بعدی را شروع
كنید، بنابراين بهتر است زودتر قانون پنجم: آموختن پایان ندارد. هیچ بخشی از زندگی نیست كه در آن درسی نباشد. اگر زنده هستید درسهایتان را نیز باید بیاموزید. قانون ششم: قضاوت
نكنيد، غيبت نكنيد، ادعا نكنيد، سرزنش نكنيد، تحقير و مسخره نكنيد، و گرنه
سرتون مياد. خداوند شما را در همان شرايط قرار ميدهد تا ببيند شما چكار
ميكنيد. قانون هفتم: دیگران
فقط آینه شما هستند. نمیتوانید از چیزی در دیگران خوشتان بیاید یا بدتان
بیاید، مگر آن كه منعكس كننده چیزی باشد كه درباره خودتان میپسندید یا از
آن بدتان میآید. قانون هشتم: انتخاب
چگونه زندگی كردن با شماست. همه ابزار و منابع مورد نیاز را در اختیار
دارید، این كه با آنها چه میكنید، بستگی به خودتان دارد. قانون نهم: جوابهایتان در وجود خودتان است. تنها كاری كه باید بكنید این است كه نگاه كنید، گوش بدهید و اعتماد كنید. قانون دهم: خيرخواهِ همه باشيد تا به شما نيز خير برسد.
عشق کلمه ايست که بارها شنيده ميشود ولي شناخته نميشود. عشق صدايي است که هيچ گاه به گوش نميرسد ولي گوش را کر ميکند. عشق نغمهي بلبلي است که تا سحر ميخواند ولي تمام نميشود. عشق رنگي است از هزاران رنگ اما بيرنگ است. عشق نوايي است پر شکوه اما جلالي ندارد. عشق شروعي است از تمام پايانها اما بيپايان است. عشق نسيمي است از بهار اما خزان از آن ميتراود. عشق کوششي است از تمام وجود هستي اما بينتيجه. عشق کلمه ايست بيمعني ولي هزاران معني دارد. عشق، عشق ١٠ عنصر است اما عنصر آخر آن تمام معني را ميرساند ولي معني آن گفتني نيست.
سلام دوستان همراه به وب خودتون خوش امديد راستي هوا كمكم داره سرد ميشه و ما بايد بخاري ها را راه اندازي كنيم راستش من به عنوان يك اتش نشان بر خودم لازم دانستم كه با شروع اين فصل شايعترين علل مسموميت با co2 كه هر سال قربانيان زيادي بدليل عدم اگاهي شهروندان دارد براي شما عزيزان باختصار توضيح بدم: شایعترین علت مسمومیت با CO , ناشی از نشت گاز می باشد . علت شدت مسمومیت با گاز CO , میل تركیبی بالای CO با
گلبول قرمز است كه ۲۵۰ بار بیشتر از اكسیژن است، لذا فردی كه در معرض گاز
قرار می گیرد باید هرچه سریعتر به فضای باز منتقل شود و یا اكسیژن۱۰۰ درصد
دریافت كند.
علایم مسمومیت خفیف مشابه علایم آنفلوانزا است ، آبریزش چشم و بینی،
تنگی نفس و سرفه از علایم مسمومیت خفیف با گاز منو اكسیدكربن است. چنانچه سطح هوشیاری فرد كامل و قادر به نفس كشیدن باشد قرارگیری وی در محیط آزاد و دور كردن او از محیط آلوده بهترین اقدام است.
انسانهای بزرگ در باره عقاید سخن میگویند. انسانهای متوسط در باره وقایع سخن میگویند. انسانهای کوچک پشت سر دیگران سخن میگویند. انسانهای بزرگ درد دیگران را دارند. انسانهای متوسط درد خودشان را دارند. انسانهای کوچک بیدردند. انسانهای بزرگ عظمت دیگران را میبینند. انسانهای متوسط به دنبال عظمت خود هستند. انسانهای کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران میبینند. انسانهای بزرگ به دنبال کسب حکمت هستند. انسانهای متوسط به دنبال کسب دانش هستند. انسانهای کوچک به دنبال کسب پول هستند. انسانهای بزرگ به دنبال طرح پرسشهای بیپاسخ هستند. انسانهای متوسط پرسشهایی میپرسند که پاسخ دارد. انسانهای کوچک میپندارند پاسخ همه پرسشها رامیدانند. انسانهای بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند. انسانهای متوسط به دنبال حل مسئله هستند. انسانهای کوچک مسئله ندارند. انسانهای بزرگ سکوت را برای سخن گفتن بر میگزینند. انسانهای متوسط گاه سکوت را بر سخن گفتن ترجیح میدهند. انسانهای کوچک با سخن گفتن بسیار، فرصت سکوت را از خود میگیرند.
تو بخواه مرگ مـــرا زود خودم می میـــرم

به نسیمی که از کنارت موذیانه میگذرد
به چشمهای آشنا و پر آزار، که بیحیا نگاهت میکند
به آفتابی که فقط تلاش گرم کردن تو را دارد٬ حسادت میکنم
من آن قدر عاشقم
که به طبیعت بد بینم
که مرا وادار میکند حسادت کنم
به تنهاییام
به جهان
به خاطرهای دور از تو
نرسیده به بعضی خاطرهها
باید بنویسند:
آهسته به یاد بیاورید
خطر ریزش اشک ...
به پشت سرت نگاه کن
تا کجا میخواهی بروی؟
این همه رفتنت چه فایدهای دارد؟
به پشت سرت نگاه کن!
این سایهی تو نیست!
منم که به دنبال تو راه افتادهام!
مثل بادکنکی به دست کودکی!
هرجا میروی با یک نخ به تو وصلم!
نخ را که قطع کنی میروم پیش خدا!!
سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند،
حالا میفهمم، که خدا چه زجری میکشد
وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ،
اشتباهی هم فهمیده اند.

کنـــــــــــــــــارت میگذرم
می دانم تشنه ای
امـــــــــــــــا
این دریا را در کوزه نمی توان کرد.....
وقتی زور ، جامه تقوی می پوشد ، بزرگترین فاجعه در تاریخ پدید می آید !
امروز ایرانیان در سراسر جهان این جشن زیبا را در کنار یکدیگر برگزار می کنند و به خواندن شاهنامه و گرفتن فال حافظ می پردازند. شب چله بر تمامی دوستان و هم میهنان عزیز فرخنده باد. همیشه شاد باشید و اهورایی.
این جشن در ماه پارسی «دی» قرار دارد که نام آفریننده در زمان قبل از زرتشتیان بوده است که بعدها او به نام آفریننده نور معروف شد.
نور، روز و روشنایی خورشید، نشانه هایی از آفریدگار بود در حالی که شب، تاریکی و سرما نشانه هایی از اهریمن. مشاهده تغییرات مداوم شب و روز مردم را به این باور رسانده بود که شب و روز یا روشنایی و تاریکی در یک جنگ همیشگی به سر می برند. روزهای بلندتر روزهای پیروزی روشنایی بود، در حالی که روزهای کوتاه تر نشانه یی از غلبه تاریکی.
● پیشینه جشن
یلدا و جشن هایی که در این شب برگزار می شود، یک سنت باستانی است. این جشن مراسمی آریایی است و پیروان میتراییسم آن را از هزاران سال پیش در ایران برگزار می کرده اند. یلدا روز تولد میترا یا مهر است. این جشن به اندازه زمانی که مردم فصول را تعیین کردند کهن است.
● مراسم و آداب جشن
برای در امان بودن از خطر اهریمن، در این شب همه دور هم جمع می شدند و با برافروختن آتش از خورشید طلب برکت می کردند.
آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه های گوناگون است که همه جنبه نمادی دارند و نشانه برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پری آن، آینده گویی می کنند.
جشن شب یلدا جشنی است که از ۷ هزارسال پیش تاکنون در میان ایرانیان برگزار می شود. ۷ هزار سال پیش نیاکان ما به دانش گاه شماری دست پیدا کردند و دریافتند که نخستین شب زمستان بلندترین شب سال است.
یکی دیگر از دلایل برگزاری این جشن، شب زادروز ایزدمهر یا میترا است. مهر به معنای خورشید است و تاریخ پرستش آن در میان ایرانی ها و آریایی ها به پیش از دین زرتشت بازمی گردد که پس از ظهور زرتشت این پیامبر او را اهورامزدا تعریف کرد. یکی از ایزدان اهورایی مهر بود که هم اکنون بخشی از اوستا به نامش نامگذاری شده.
در «مهریشت» اوستا آمده است؛ «مهر از آسمان با هزاران چشم بر ایرانی می نگرد تا دروغی نگوید».
● آیین های جشن شب یلدا
یکی از آیین های شب یلدا در ایران، تفال با دیوان حافظ است. مردم دیوان اشعار لسان الغیب را با نیت بهروزی و شادکامی می گشایند و فال دل خویش را از او طلب می کنند.
در برخی دیگر از جاهای ایران نیز شاهنامه خوانی رواج دارد. بازگویی خاطرات و قصه گویی پدربزرگ ها و مادربزرگ ها نیز یکی از مواردی است که یلدا را برای خانواده ایرانی دلپذیرتر می کند. اما همه اینها ترفندهایی است تا خانواده ها گرد یکدیگر آیند و بلندترین شب سال را با شادی و خرسندی به سپیده برسانند.
در سراسر ایران زمین، جایی را نمی یابید که خوردن هندوانه در شب یلدا جزء آداب و شیوه آن نباشد. در جاهای گوناگون ایران، گونه های تنقلات و خوراکی ها به تبع ژیرامون و شیوه زندگی مردم منطقه بهره برده می شود اما هندوانه میوه ای است که هیچ گاه از قلم نمی افتد، زیرا شمار زیادی به این باورند که اگر مقداری هندوانه در شب چله بخورند در سراسر چله بزرگ و کوچک یعنی زمستانی که در پیش دارند سرما و بیماری بر آنها غلبه نخواهد کرد.
مردم شیراز در شب یلدا به شب زنده داری می پردازند و برخی نیز بسیاری از دوستان و بستگان خود را دعوت می کنند. آنها در این شب سفره یی می گسترانند که بی شباهت به سفره هفت سین نوروز نیست و در آن آینه را جای می دهند. گونه های بی شمار آجیل و تنقلاتی چون نخودچی، کشمش، حلواشکری، رنگینک و خرما و میوه هایی چون انار و به ویژه هندوانه خوراکی های این شب را تشکیل می دهند.
در آذربایجان مردم هندوانه چله (چیله قارپوزی) می خوردند و باور دارند که با خوردن هندوانه لرز و سوز و سرما به تن آنها تاثیری ندارد.
در اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را سوگند می دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولاً گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغزگردو و نخودچی و کشمش می خورند. در گیلان هندوانه را حتماً فراهم می کنند و باورمندند که هرکس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» یکی دیگر از میوه هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می شود.
در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره می ریزند، خمره را پر از آب می کنند و کمی نمک هم به آن می افزایند و در خم را می بندند و در گوشه یی خارج از هوای گرم اتاق می گذارند، ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می شود. آوکونوس (ازگیل) در اغلب خانه های گیلان تا بهار آینده یافت می شود و هر زمان هوس کنند ازگیل و تازه و پخته را از خم بیرون می آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه کش آفتاب می خورند.بنا به روایت مردم کرمان تا سحر انتظار می کشند تا از قارون افسانه یی استقبال کنند. قارون در پوشاک هیزم شکن برای خانواده های فقیر تکه های چوب می آورد. این چوب ها به زر دگرگون می شوند و برای آن خانواده، ثروت و روزی به همراه می آورند.
در خاور دور (چین ، کامبوج ، ویتنام) کوههای عظیمی هست که انسان تمام این کوهها را یک پارچه تراشیده است با دست و انگشت و اعصاب خود ؛ و آن را به صورت یک معبد درآورده برای خدایان و برای نمایندگان خدا در زمین ، روحانیون رسمی مذهب … اینها بزرگترین میراث عزیز بشریت بود در نظر من و اما …و اما آن سال آخر تابستان به مصر رفتم مثل هر کس و پیش و بیش از هر کس شیفته بودم تا پیش از هر چیز اهرام سه گانه مصر را ببینم …رفتم …و بسیار خوشحال که چنین موفقیت بزرگی را بدست آمورده ام ؛ راهنما من «جل» راه افتاد و من دنبالش… به من شرح میداد که این اهرام چگونه ساخته شده اند .
ادامه مطلب
کاش میشد زلال حرفهایش را نفس به نفس میشنیدم…کاش…
اگر او ماسینیون داشت کاش من مثل او داشتم…کاش…
زود رفتی ای ماندگاره تاریخ:
شریعتی متاثر از سنت پدر در مبارزات نهضت ملی ایران به رهبری دکتر مصدق شرکت کرد و تا پایان زندگی اش سخت تحت تاثیر مصدق بود.
ببخشید زیاد پرحرفی کردم.خوب منم با شما موافقم که شریعتی خیلی پربارتر بوده
است.
ادامه مطلب
از آوردن برق امیدی در نگاه من،
از بر انگیختن موج شعفی در دل من عاجز است.
شکنجه دیدن بخاطر تو،
زندانی کشیدن بخاطر تو،
و رنج بردن بپای تو تنها لذت بزرگ زندگی من است!
از امید رهائی توست که برق امید در چشمان خستهام میدرخشد
و از خوشبختی توست که هوای پاک سعادت را در ریه هایم احساس میکنم.
نیروی شگفتی را که در زیر این کلمات ساده و جملههای ضعیف و افتاده پنهان کرده ام،
همه زندگیم و همه روزها و همه شبهای زندگیم،
هر لحظه از زندگیم بر این دوستی شهادت میدهند،
شاهد بودهاند وشاهد هستند.
...علی شریعتی...
من از تنهایی و برگ ریزان پاییز، من از سردی زمستان
من از تنهایی و دنیای بی تو میترسم
خداوندا
... من از دوستان بی مقدار، من از همراهان بی احساس
من از نارفیقیهای این دنیا میترسم
خداوندا
من از احساس بیهوده بودن، من از چون حباب آب بودن
من از ماندن چو مرداب میترسم
خداوندا
من از مرگ محبت ،من از اعدام احساس به دست دوستان دور یا نزدیك میترسم
خداوندا
من از ماندن میترسم ،من از رفتن میترسم
خداوندا
من از خود نیز میترسم
خداوندا پناهم ده...

اتاق کار دکتر شریعتی
میز کار دکتر
ماشین تحریر و لوازم روی میز کار دکتر
کتابخانه شخصی دکتر
هدیه مادربزرگ به مناسبت ازدواج دکتر
وسایل چایخوری دکتر که همیشه در اتاق کارش از آن استفاده می کرده است
نسخه های خطی جمع آوری شده توسط دکتر
مهره های دست ساز شطرنج با خمیر نان در زندان کمیته – 1352
تندیس یک چریک ساخته شده در زندان، 1352-1353
رادیوی قدیمی مربوط به دوره مشهد
دوربین فیلمبرداری 8 میلیمتری که توسط دکتر در سفر حج خریداری شده است
آخرین کارت اقامت موقت در فرانسه - 1342
گذرنامه دکتر
کتاب گرامر دکتر
آثار عتیقه خریداری شده در دهه چهل توسط دکتر
لباس های دکتر
در ایام عید به یاد او، سری به خانه ساکت مردی با فریادهای بلند زدیم. در خیابان جمالزاده شمالی، نرسیده به فاطمی، کوچه ده متری نادر، پلاک 7 خانه ای هست در سکوت. آخرین مکانی که دکتر علی شریعتی تاثیرگذارترین نواندیش مذهبی معاصر در آن زیسته است.
اشتباه من این بود هر جا رنجیـــــــــدم
لبخنـــــــد زدم ...
فکر کردند درد ندارد ضـــربــه هـــا شان را سنگین تر زدند...
.
.
.


هفتم آبان ماه روز کوروش کبیر
ایرانیان او را پدر، یونانیان او را قانونگذار و یهودیان اورا مسیح نجات دهنده، می نامیدند.
ستایش کنم خاک پای تو را نشستنگه جان فزای تو را
هم آرامگاهت که اندرجهان بر او سوده سر خسروان و مهان
در این پارسگرد و در این مهد پاک بریزم همی اشک بر روی خاک
تو ای دادگر شاه پوزش پذیر به بینادلی دست ما را بگیر
همه تارو پودم پر از مهر توست جهان را نیازی بدان چهرتوست
در موارد شدیدتر مسمومیت با گاز CO ، فرد به سردرد، تهوع، استفراغ، ضعف عضلانی ،عدم آگاهی نسبت به زمان و مكان و كاهش سطح هوشیاری و نهایتا مرگ دچار می شود.
برای پرهیز از بروز مسمومیت با گاز منوكسید كربن رعایت برخی نكات ایمنی
الزامی است، هموطنان نباید از وسایل گازسوز در محیط های سربسته ای نظیر
رختكن، حمام و وسایل نقلیه نظیر مینی بوس و اتوبوس استفاده كنند.
روشن كردن آتش و یا گاز پیك نیكی در فضای محدود و بسته نظیر چادر
احتمال مسمومیت را افزایش می دهد، هرگز از وسایل گرمازای فرسوده بدون
استاندارد استفاده نكنید و از روشن نگه داشتن طولانی مدت موتور اتومبیل در
فضای محدود پاركینگ خودداری شود چرا كه گاز خروجی از اگزوز اتومبیل نیز
منوكسید كربن است.
وسایل نفت سوز تبدیل شده به گاز سوز به هیچ عنوان استاندارد نبوده و نباید از
آن استفاده شود ، آبگرمكن و بخاری نفتی صرفا برای سوخت نفت طراحی شده و
دستكاری آن برای گازسوز شدن با بروز نواقصی همراه است كه خروج گاز و بخارات
را با مشكل مواجه می كند.
وجود دودكشهایی از نوع كلاهك دار H شكل برای وسایل گرمازا الزامی می باشدو در دودكش های از نوع H احتمال
انسداد مسیر دودكش به دنبال سقوط جسم خارجی وجود ندارد، ذرات گاز به راحتی
خارج می شوند و مانع از خاموش شدن وسیله گرمازا متعاقب جریان هوا می شود.
وجود سیستم تهویه ای مناسب در حمام، آشپزخانه و پاركینگ برای كاهش خطر بروز مسمومیت با گاز منو اكسیدكربن الزامی است.
در خصوص نحوه برخورد با فرد مبتلا به مسمومیت با گاز CO می بایست اقدامات زیر را انجام داد:
اگر فرد، هوشیاری خود را متعاقب مسمومیت از دست داده باشد باید ضمن
خروج وی از محیط آلوده، تنفس دهان به دهان آغاز شود و یا اكسیژن ۱۰۰ درصد
تجویز گردد تا میزان مسمومیت كاهش یابد.
می تـــوان گفت کـه من از تـــو کمی دلگیـــرم
خسته ام فکر و خیالم همه آشفته توست
به خـدا آخرش از دست تــو من می میــرم
منم و شعر و خیال و غم و تنهایی و شب
بی خیالـــم و فقط فـــال تو را می گیـــرم
بخت من بسته شده هیچ خیالی هم نیست
من هــــم انگـــار کـــه پابسته این تقـــدیـــرم
بر سرم نعره نزن می روم از پیش شما
ولی ای کاش بدانیـــد که بی تقصیـــرم
تو اگر خسته ای از من به خدا غصه نخور
| Design By : Night Melody |










